|
١٣٧۵

http://www.nehzat.info
جنایتکاری که حسابش از مردم شریف بلوچستان جداست
چهار شنبه پنجم اسفندماه سال 1388
در این مهم که حق و حقوق قومی و مذهبی بخشهایی از میهنمان باید اعاده و رعایت شود اصلا حرف و حدیثی نیست و البته نباید به افراط رفت و از مرز انصاف و عدل خارج شد
بحث سر شرارت و جنایت است که توسط موجود حقیر و پست انسان نما که جنایتکاری بیش نبود و متاسفانه در فضای آلوده سیاست و سیاست بازی میهنمان توسط عده ای ورشکسته و عقده دار سیاسی ردای مقاومت تن کرد در حالی که اقدامات اولیه آن موجود پلید و جنایتکار ، کاری بیش از قاچاق مواد مخدر و آدم ربایی و شرارت نبود که متاسفانه در پی خوی شهرت طلبی این موجود و از سویی فرصت طلبی رسانه های بد اخلاق مدعی اپوزیسیون به سمت و سوی مطالبات قومی و منطقه ای کشانده شد تا اسمی به آن دادند و راه و رسمی یادش دادند که مدعی حقوق قومی مذهبی شود. البته به همان نسبت در جنایتهای این جوان شرور و گروه جنایتکارش سهیم و شریک هستند. این گروه جنایتکار چهره مردم شریف و مهربان بلوچ میهنمان را مخدوش کرده بود. قوم بلوچ از اقوام اصیل ایران است و در کنار آن سیستان تاریخ محکم میهن ما مگر جز این است که فردوسی سیستانی است و اسطوره ملت ایران رستم یل سیستان ؟ متاسفانه ناکار آمدی رژیم جمهوری اسلامی در اداره میهنمان و ظلم و ستم این رژیم در حق ایران و ایرانیت عاملی شده است تا در فضای بد اخلاقی و آلوده سیاست میهنمان هر جنایتکار و یا شیادی مدعی شود و به روی ملت ایران تیغ کشد و در پی اسم و رسم برای خود و در پی مقاصد دشمنان ایران که ساخته رژیم آخوندی هستند بفکر تجزیه طلبی و تکه پارچه کردن ایران بی افتند
ضمن تقبیح رفتارهای تبعیض آمیز رژیم آخوندی که با همه مردم ایران است و علت مبارزه ما نیز از این روی می باشد ولی سوال اساسی این می باشد که در کجای ایران مردم با فرهنگ میهنمان همدیگر را بخاطر مذهب و قومیت مورد بی احترامی قرار داده است ؟ که بر عکس بیشتر محترم شمارده اند
در همین رژیم آخوندی با تمام قصورش حتی در مجلس آخوندی نماینده مردم کرد و بلوچ با لباس محلی که نماد فرهنگی و ملی ما است حضور می یابند در خیابانهای تهران مردم شریف کرد و بلوچ با لباس فرهنگی و محلی خود که ارزش ملی ما می باشد حضور می یابند تا چه برسد به استانهایی که این اقوام زندگی می کنند
کی و کجای تاریخ میهن ما در حق قومیتها فشار مذهبی و قومی بوده است ؟ کی به کردی در ایران گفته اند که کردی حرف نزن و کردی نپوش و سنی نباش و رقص کردی نکن ؟ کجای تاریخ ایران چه در دوران سلطنت و چه در دوران حکومت منحوس آخوندی رفتاری با قومیتها در ایران به مانند آنچه در ترکیه صورت می گیرد به عمل آمده است؟
آیا در کردستان تلویزیون و رادیو به زبان محلی وجود ندارد؟ همان حقوقی که بیست میلیون کرد ترکیه برای به دست آوردن آن سالهاست مبارزه می کنند!!؟ آیا در کردستان نشریه به زبان محلی وجود ندارد و یا در آذربایجان و به همان ترتیب در بلوچستان
کجای تاریخ ایران با لباس بلوچی و کردی جز احترام ارزش یاد شده است آیا مخالفت ما با رژیم آخوندی و سیاستهای غلط این رژیم دستاویزی مشروع به ما می دهد که چهره فرهنگی ملی خویش را مخدوش سازیم و نسبتهای ناروایی از عدم تحمل زیست مسالمت آمیز به خودمان بدهیم در حالی که هزاران سال است با ترکیب اقوام ایران را شکل داده و ساخته ایم
با تمام ناکار آمدی رژیم آخوندی نباید از جاده انصاف خارج شد که بلوچستان برخورد دار از دانشگاه دولتی و آزاد است و دارای فرودگاه و راه آهن و جاده مواصلاتی مناسب و چاه بهار منطقه آزاد تجاری اعلام شده که همه اینها پایه های توسعه هستند
البته منطقه محرم است و فقیر که بخشی از آن تاریخی و جغرافیایی است مثل بارش کم باران و بخشی هم مربوط به ناکار آمدی حکومتی که از آن روی هم ما با این رژیم مبارزه می کنیم تا با حاکمیت دمکراسی در میهنمان به اقتصادی شکوفا دست یابیم در جهت فقر زدایی و عدالت گستری
خبر دستگیری سرکرده جانی گروهک تروریستی و شرور تحت عنوان جندالله خبر مسرت بخشی است که موجب شادمانی در بلوچستان شده است و با آنکه دیر انجام شده ولی قابل تمجید است . تروریستها تهدید منطقه ای و محلی و یا ملی نیستند بلکه تهدید جهانی می باشند و از این روی هم هست که دولت بریتانیا در اقدامی شایسته ضمن استقبال از دستگیری این جانی رفتار جنایتکار این گروهک را محکوم کرده و با یاد آوری اینکه مردم بی گناه به دست این گروهک قتل عام شده اند از این دستگیری اعلام خرسندی می کند و یا آمریکا ضمن تکذیب حمایت از این گروهک که رژیم مدعی آن حمایت می باشد اعلام می دارد که از اقدامهای تروریستی در هر جای دنیا که باشد اعلام انزجار می کند
البته در ظاهر و نمای سیاست سعی در رعایت اخلاق است ولی مسئله تروریسم تهدیدی است که سیاستمداران مجبورند این اخلاق را در باطن نیز رعایت کنند و تا جایی که اطلاع دارم برخلاف ادعای رژیم آخوندی دولتهای غربی علاوه بر اینکه از این جنایتکار حمایت نمی کردند بلکه دنبال آن و تعقیب ایشان نیز بودند و در پی شناسایی عوامل مرتبط با این گروهک در کشورهایشان چرا که نگران امنیت خود بودند و هستند و مسئول در برابر ملت خودشان
و حتما هم در پی همکاری با رژیم بودند جهت دستگیری این شرور که خط مقدم دولت پاکستان بود چرا که نا امنی منطقه فقط زیانش متوجه کشور ما نیست بلکه با توجه به ایالت بزرگ بلوچستان در کشور پاکستان این نا امنی متوجه آنها نیز می باشد و البته بی در و پیکری پاکستان و فساد اداری در آن کشور که ناشی از فقر می باشد دلیل بر این نیست که دولت آن کشور راضی از حضور شرورها در کشورش باشد به گونه ای که امروز خود آن کشور درگیر با طالبان است و مشکل حضور تروریستها را دارد و البته آلودگیهایی نیز متوجه دستگاه اطلاعاتی و امنیتی آن کشور می باشد.
دشمن تراشی رژیم آخوندی و ستیز این رژیم با غرب و اقدامهای ضد ملی این حکومت عاملی شده است تا حقوق مردم ما تضیع شود و فضای کدورت بین المللی بر میهن ما سایه بیاندازد که رسانه ها نیز متاثر از فضا شده و مرز انصاف مخدوش گردد که نتیجه آن عرض اندام جانیان و جنایتکارانی شود که در برابر دوربین سر انسان بی گناهی می بریدند و یا مردم بی گناهی را در جاده قتل عام می کردند و حتی به کودکی ترحم نداشتند.
نهضت نجات ملی ایران بیش از یک سال قبل ضمن صدور بیانیه ای اقدامات جنایت آمیز این گروهک شرور را محکوم کرده و رژیم آخوندی را مسئول در جنایت این جانی پنداشته بود بجای اینکه نیروی امنیتی و انتظامی را متوجه مبارزه با جانیان و تروریستها بکند این نیروها را برای سرکوب دانشجویان و آزادیخواهان بکار می برد.
" نهضت نجات ملي ايران کشتار مرزبانان اسیر توسط گروهی جنایتکار و جانی را محکوم کرده و مردم بلوچ را شریف و پاکدامن از وجود چنین گروهها و افراد شرور جانی می داند که هم میهن خود و فراتر از آن انسانهای بی گناه که تنها جرمشان خدمت وظیفه و مرزبانی بوده است سلاخی کنند. کشتار جنایتکارانه سربازان اسیر از سوی گروهی شرور و آخوند مسلک فقط و فقط از سوی چنین جانیانی ممکن هست که پای بند به هیچ اصول اخلاقی و انسانی نیستند. امروز آنانی که مشتی اراذل و جانی را تریبون می دادند و تشویق می کردند و به خیالشان جنبش سازی و مقاومت پروری می نمودند در این جنایت شریک و سهیم هستند که از دید ملت ایران پوشیده نیست.
ملت مقاوم و آزاده ايران
خبر کشتار فرزندان شما و سربازان میهن که بر حسب حکم وظیفه مشغول پاسداری از مرزهای میهن مان بودند، سربازانی که به دلیل ناکارآمدی رژیم و نیروی متولی که نیروی انتظامی باشد به اسارت گروهی اشرار و جانی در آمده بودند. خبر این جنایت وحشیانه تکان دهنده بود. نهضت نجات ملی ایران ضمن تسلیت به مردم ایران رژیم آخوندی را طرف مسئول دیگر این جنایت می داند. چرا که به جای تعریف درست و شرح وظایف نیرویی که باید بانی امنیت ملت و میهن باشد این رژیم نیروی انتظامی را برای سرکوب آزادیهای مشروع مردم مورد سو استفاده قرار می دهد و به جای آنکه این نیرو حافظ امنیت شهروندان باشد مخل آسایش مردم بوده و به جای مبارزه با اشرار و جانیان دنبال تار موی زنان شریف میهن ما در خیابانهای تهران است !؟ "
بیستم آذرماه سال 1387
http://www.nehzat.info/nehzat/Baloch87.htm
در ارتباط با تروریسم و مبحث عدالت اجتماعی و حقوق اقوام و مبارزه با فقر و حفظ و یکپارچگی میهنمان و رعایت حقوق بشر و حفظ و پاسداشت ارزشهای ملی و فرهنگی مان و برابری مذهبی و مبارزه با تبعیض ، در زیر به اصولی چند از اساسنامه نهضت نجات ملی ایران منشور مبارزاتی و اخلاقی ما در مبارزه با رژیم آخوندی اشاره کنم
با آرزوی پیروزی مبارزه آزادیخواهانه مردم میهنمان و استقرار حاکمیت ملی و مردمی
1) اعتقاد به اصل آگاهى
باور نهضت بر اين است كه بايست تا مىتوان به روشنگرى مردم پرداخت و آگاهى را در كل جامعه و بين تمامى آحاد ملت و اقشار مردم جارى ساخت كه مردم نسبت به امور خويش با روشن بينى تمام اتخاذ تصميم كنند و سرنوشت خويش را با علم و آگاهى رقم زنند كه نبود آگاهى در جامعه موجبات رنج عمومى , گمراهى , عقب ماندگى كشور و ملت خواهد بود.
2) اعتقاد به اصل حاكميت ملى و مردمى و مبارزه با حاكميت مطلقه با شيوه هاى مسالمت آميز
باور نهضت بر اين است كه تنها راه نجات و سعادت ايران زمين در تحقق و استقرار حاكميت ملى و مردمى در اين كشور است به مفهوم اينكه اساس حاكميت سياسى كشور بر منافع ملى تنظيم و با اراده عموم مردم شكل گيرد. نحوه كاركرد چنين نظامى بر حسب توافق مردم ممكن خواهد بود كه چه نوع نظام مردم سالار را اختيار كنند. نهضت حمايت و تلاش خود را براى جمهوريت و پارلمانتاريسم به صورت انتخابات مستقيم از سوى ملت بعمل مىآورد. نهضت با حاكميت مطلقه كه نظامى استبدادى است و پاسخگوى مردم نيست و به گونه اى برترى جويانه و يا صنفى اداره گشته و از نظارت مردمى برخوردار نمىباشد , مخالف بوده و عليه چنين حاكميت و نظامى در هر شرايط مبارزه خواهد كرد با توسل به راههاى مبارزاتى مسالمت آميز و در باور نهضت اصالت با مردم است .
3) اعتقاد به اصل حفظ چارچوبه ارضى كشور و اقتدار ملى
باور نهضت بر اين است كه در هر شرايطى بايد چارچوبه ارضى كشور و نقشه جغرافيايى موجود حراست گردد و به هيچ وجه نمىتوان نسبت به وجبى از خاك اين سرزمين چشم پوشيد و نمي توان خدشه اى را بر اقتدار ملى متصور گشت و بايست كه با تمام وجود حافظ اقتدار كشور بود و به دفاع از آن پرداخت .
4) اعتقاد به اصل ملت يكپارچه ايران
باور نهضت اين است كه ايران متشكل از اقوام و نژادهاى مختلف با لهجه هاى محلى و يا زبانهاى مختلف از منشا ملت واحده بوده كه در اين سرزمين فرود آمده اند و سير حوادث تاريخ و تاثير گذاريهاى خارجى و عوامل بيرونى نمىتواند موجبات انشقاق در ملت ايران را فراهم سازد.
5) اعتقاد به اصل اصالت منافع و مصالح ملى و ميهنى
باور نهضت بر اصالت سود جمعى به ويژه در غالب كشور و ملت ايران است و سياستهاى متخذه و اعمالى نمىتواند فارغ از اين مفهوم بوده و فرضا بر مبناى سليقه و يا شعارهاى پوچ و ايدئولوژيهاى كور قرار گيرد و پايه اى غير حقيقى و غير واقع بينانه داشته باشند.
6) اعتقاد به اصل احترام و حفظ فرهنگ ملى
باور نهضت با احترام به فرهنگ ملل مختلف جهان و رعايت و احترام به فرهنگ جهانى كه با رفتارهاى جمعى بشر عصر حاضر بعنوان مبناى توافقات عمومى بصورت انباشتى از تجربه شكل مىگيرد اصالت بر فرهنگ ملى و پاس داشت و ترويج آن است با اين مبنا كه يكى از بوجود آورندگان اولين تمدن بشرى مي باشد.
7) اعتقاد به اصل حفظ و رعايت ارزشها , سنن , ميراث ملى و اخلاقيات معنوى جامعه
باور نهضت در اين اصل به مفهوم احترام به رفتارهاى سنتى كه از دير باز در ميان بخشهايى از مردم ايران كه برخوردار از مذهب مختلف و يا شيوه زندگى ويژه مناطق خود هستند مىباشد و يا ارزشهايى كه در كل جامعه جارى است و از دير باز به آنها رفتار مىشده و اينك بعنوان ميراث ملى ما تلقى مىشود و پاس داشت اخلاقيات معنوى در جهت سلامتى مادى و روحى و روانى اجتماعى و البته اين به آن معنا نيست كه برخى از رفتارها در غالبهاى تعصبى بر كل جامعه تعميم يافته و در اجتماع تسرى يابد.
..........
17) اعتقاد به اصل عدالت و مبارزه با فساد
باور نهضت بر اين است كه منشا تمامى نابسامانيها و آشفتگيها بى عدالتى بوده و مىبايست در جهت برقرارى عدالت و از بين بردن تبعيض مبارزه كرد. از جمله راههاى مبارزه با بی عدالتى تنظيم قوانين مبتنى بر رعايت حقوق بشر و ايجاد ساز و كار نظارت عموم ملت بعنوان هيئت منصفه و وجدان جمعى در جهت كنترل محاكم قضايى مىباشد تا كه مانع از تضيع حقوق افراد گردد.
18) اعتقاد به اصل حمايت از همگانى شدن تامين اجتماعى و برخوردارى جامعه از عدالت اجتماعى و مبارزه با فقر
باور نهضت بر اين است كه بايد عموم مردم از حداقل خدمات زيستى در جهت مقابله با فقر و فساد برخوردار باشند كه از جمله اين خدمات , آموزش رايگان براى همه , بهداشت براى همه , بيمه براى همه است.
19) اعتقاد به اصل مخالفت با اعمال تروريستى حتى اگر با توجيهات حق طلبانه باشد
باور نهضت بر اين است كه رفتار خشونت آميز خود خشونت مىآفريند لذا براى مقابله با خشونت بايد به راههاى ديگر كه مىتواند مانع از ادامه خشونت و در نهايت به از بين بردن خشونت ختم شود متوسل شد. اعمال ارهابى و تروريسم صلب كردن زيست و آسايش سايرين و به مفهوم واضحتر تضيع حقوق ديگران است و نمىتوان در جهت اهدافى متعالى دست به اقداماتى زد كه بهاى ان خون بى گناهان باشد. در باور نهضت اعمال تروريستى با دفاع مشروع و يا نبرد براى رفع سلطه و اشغال بيگانگان متفاوت از همديگر هستند.
""""" توضیح اینکه من مالک ریگی را معلول خشونتهای جاری در میهن که متاسفانه سبقه بیش از سی سال دارد و در باورهای فرهنگی و مذهبی ما نیز تئوریزه شده است می دانم که باید فکری به حال اندیشه های خشونت و خشونت ورزی در کشورمان کرد تا برای مطالبات سیاسی و اجتماعی و مدنی معامله با جان انسانها نشود نه کسی ترور و کشته شود و نه کسی اعدام گردد و از این روی هم است ما مخالف اعدام هستیم حتی اعدام جنایتکاران مسئله مهم دیگر اینکه قربانیان اقدامات تروریسی این گروهک در یک عمل تصادفی نبودکه کشته شدند بلکه با دستور این آقا عده ای بی گناه کشته شدند و بی رحمانه بی گناهانی سر بریده شدند که برای هیچ مطالبه به حقی این رفتارها و خشونتها قابل توجیه نیست """""""""""""""""""
http://nejat.9online.fr/archiv/Assas_Nameh/Assas_Nameh_003.htm